یه مدتیه که به نگهداری گل علاقه پیدا کردم و حیاط پشتی خونه رو پر از گلدونای رنگارنگ کردم. باغچه رو همراه شوشو امسال حسابی بهش رسیدگی کردیم.انواع سبزی و گوجه و خیار و توت فرنگی و حتی نخود (شوشو نخود سبز خیلی دوست داره ) رو ارگانیک خودمون تهیه میکنیم.هر دومون با دادن کودهای شیمیایی به باغچه مخالفیم.طعم سبزیجات باغچه واقعا با طعم چیزی که بیرون تهیه میکنیم خیلی فرق میکنه.وقتی از سرکار میام خونه رونیا عادت داره تا حدودای ساعت 4 میخوابه و من میتونم یه کم به باغچه رسیدگی کنم.ساختمونی که توش مستاجر هستیم سه طبقه است.طبقه دوم یه دختر 4 ساله دارن به اسم هستی (رونیا صداش میکنه هسیت) طبقه سوم دوتا دختر دارن پریناز (رونیا پیاز صداش میزنه ) و تانیا.خونه دست راست که از بالکنش کامل به حیاط ما دید داره یه دختر دارن به اسم النا.مشکل اینجاست که هستی که بهتر بود مادرش اسمش رو طاهر خانم میزاشت بی نهایت فضول و حرافه به محض اینکه صدای در میاد که میرم تو باغچه در کسری از ثانیه خودش رو میرسونه بالکن و شروع میکنه به حرافی.سرویس بهداشتی خونه هم تو حیاطه خدایی نکرده من بیچاره یه دبلیو سی بخوام برم کلا محلمون فهمیدن. رونیا که خوابه میخوام یه کم وقت برای خودم داشته باشم اگه پام به حیاط برسه باید جواب 5 تا بچه دیگه رو یکی یکی بدم.یه بار اومدم برای رونیا یکم اسفناج ببرم درست کنم مجبور شدم به 5 قسمت مساوی تقسیمش کنم و دست خالی برم خونه.خوبیش اینه که هیچ کدوم با سبزیجات میونه ای ندارن اما چون از نزدیک میبینن چطور تهیه میشه ذوق میکنن و به گفته مادراشون همه سبزیجات رو تا تهش میخورن.طاهره خانم یه مدتی یاد گرفته بود میرفتم حیاط میگفت بیایم خونتون و از اونجایی که مادرش بالکن بود تو رودربایستی قبول میکردم جالب اینجا بود همه رو صدا میزد با هم میومدن.رابطه ام با بچه ها خوبه خودمم باهاشون بازی میکردم و کلی خوراکی به خوردشون میدادم باعث میشود رونیا و دخترا هم بهتر غذا بخورن اما چشمتون روز بد نبینه نگهداری کردن از چند تا بچه مسئولیت زیادی داره میترسم اتفاقی بیفته بعضی وقتا با هم دعواشون میگیره و کلافه ام میکنن الان هر بار بالکن میاد و میخواد بیاد خونمون یه بهانه ای میارم واقعا خسته ام کرده.عادت داره آشغالاشو تو حیاط پرت کنه یا تو بالکن با صدای بلند صحبت کنه که باعث میشه رونیا بیدار شه دوبار بهش تذکر دادم و هر بار مادرش اومد بالکن عذرخواهی کرد منم به شدت معذب شدم.واقعا نمیشه از بچه تو این سن انتظار زیادی داشت.کنترل کردن بچه ای که تنها سرگرمیش یه بالکن سخته .یکم باید صبر حوصله ام رو مثل سابق بیشتر کنم.

+ باغچه داشتن خیلی خوبه رسیدگی به سبزیجات و گل و گیاه آرومم میکنه.فکر میکنم برای همه خوب باشه.این حال خوب رو به همتون توصیه میکنم چند تا گلدون قشنگ تهیه کنین و بهشون برسین .وقتایی که خیلی ناراحتم میرم تو باغچه و مشغول میشم به کندن علف های هرز و آب دادن به باغچه .اون مدتیه که مشغولم (اگه طاهر خانم و متعلقات بزارن )از همه دنیا فارغ میشم.انگار همه نگرانی هام از بین میرن.
برچسب:
نویسنده: محمد شاکری