سلام - تاریخ: 1396/6/9 ساعت: 20:30
این ادرس رو بنا به دلایلی حذف کردم و الان جای دیگه ای مشغول به نوشتن هستم + نوشته شده در سه شنبه هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:12&nbsp توسط نرگس |
شما هم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:27
شما هم شما هم وقتی یکی پا میشه برای خودش آب بیاره تشنه اتون میشه یا فقط من اینطوریم؟؟ + جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۳۹۶ 20:7 توسط نرگس |
من هستم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:27
سلام دوستای گلم من کم پیدام چون اینترنت ندارم و گاه گداری هم با گوشی وبلاگم رو چک میکنم که خداییش با این صحفه کوچیک سخته.نمیتونم وبلاگاتون و مطالب قشنگتون رو بخونم اما هستم و به زودی برمیگردم + شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ 23:15 توسط نرگس |
معجزه ای به نام چایی - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:27
وقتی که خیلی خسته ام تنها چیزی که همیشه و در هر حالی میتونه دوباره شارژم کنه یه چایی خیلی خوش دم و خوش عطره. یه پست قدیمی درباره یه چایی خوشمزه
تنفر - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:27
وقتی از کسی متنفر میشم نمیتونم به صورتش نگاه کنم.
هیدی - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
ایشون هیدی هستن برادر زاده ام.قبل از دنیا اومدن رونیا سلطان قلبم بود.امروز تولدشه و بزرگترین آرزوش رو برآورده کردیم و برادرم براش یه خرگوش خرید.هر وقت بغلش میکردم میگفتم یعنی میشه یه روزم دختر خودمو بغل کنم و این اندازه دوستش داشته باشم الان هیدی صدر اعظم و رونیا سلطان قلبم شدن. + ممنون از احوا
خرگوش بیچاره - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
برادرم برای تولد هیدی (hedi) یه خرگوش ناز گرفته.اول رفتم خونه و خرگوش رو دست هیدی دیدم فکر کردم عروسکه اما دقت که کردم دیدم نه این یه خرگوش واقعیه.خیلی ناراحت شدم که خرگوش واقعیه چون هیدی خیلی دوستش داره و مدام خرگوش رو مثل بچه تو بغلش نگه داشته به زور بهش غذا میده میخوابوندش و نازش میده.البته هنوز
بزرگترین گناه - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
همه ما گناهای زیادی رو مرتکب شدیم خیلی هاش رو هم اصلا به یاد نمیاریم اما یه سری گناه هم انجام دادیم که با یاد آوریشون حس خیلی بدی بهمون دست میده از خودمون شرم میکنیم. گناهای زیادی رو انجام دادم اما بزرگترین گناه و عذاب وجدان من بابت قولی بود که به یه نفر دادم با اینکه میتونستم خیلی راحت بهش عمل کنم
از سری روزمره های من و ف - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
ف: نرگس بنظرت کارمون درسته؟ من :کدوم کار؟ ف: اینکه اینقدر اذیتشون میکنیم من: کدوم اذیت من که کاری به کارشون ندارم مشکل از خودشونه میخوان تو کار من فضولی نکنن تا منم سرکارشون نزام ف: باز من فکر میکنم ما نباید مثل اونا باشیم من: ف مگه یادت رفته که گزارشت رو دادن خداییش بعدش دلت خنک نشد؟ ف: خوب اره من:
تمشک و غول کنکور - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
این روزا که تازه نتایج کنکور اومده یه سریا خیلی خوشحالن و یه سری هم خیلی ناراحتن و خیلی ها هم بی تفاوتن و ته دلشون براشون مهم نیست که چی میشه.من سال 81 دیپلمم رو گرفتم ( چه زود گذشت !!!).همیشه تو مدرسه شاگرد متوسطی بودم هیچ وقت خیلی درگیر درس و نمره نبودم مهم بود برام پاس بشم معدل دیپلمم خوب بود.ام
نصیحت وبلاگی - تاریخ: 1396/5/23 ساعت: 15:25
نصیحت وبلاگی خواستین وبلاگ بزنین آدرسش رو به هیچ آشنایی ندین پشیمون میشین. + شنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۶ 9:22 توسط نرگس |
به کجا دارم میریم؟ - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 3:17
مادرم رو همیشه انسان صبوری میدونستم همیشه خدا رو تو هر کاری میدید به شدت به پدرش علاقه داشت.پدر بزرگم انسان بسیار مهربانی بود علاقه خاصی بهش داشتم پدر بزرگم بعد از نماز صبح سر سجاده موقع سلام اخر نماز فوت شد وقتی که فوت کرد مادرم عزیزترین و مهترین پشتوانه اش رو از دست داد اما صبور بود اشک میریخت ام
به تعداد ادمها راه برای رد شدن از کنکور هست - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 3:17
برادر کوچکم امسال کنکور داره و همه ما هم سعی میکنیم کمکش کنیم و انگیزه اش رو بالا ببریم.خیلی حرف زدیم باهاش که شروع کنه به درس خوندن باید براش یه انگیزه دست و پا میکردیم کلی فکر کردم تا یه راه حل خوب پیدا کنم که شروع کنه و هر بار میزان خوندنش رو بیشتر کنه تا به یه حدی برسه که خوندنش رو غلتک بیفته.ب
میشه !!! - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 3:17
میشه من جفت پا برم تو دهن یه نفر بعدش با ساعت برنارد هی برگردم عقب بازم بزنم تو دهنش.بعد که دلم خنک شد زمان رو برگردونم عقب ساکت با یک لبخند ملیح بشینم سر جام. +بعدا نوشت: این ساعت برنارد که من میخوام ورژن جدیدشه زمان رو عقب و جلو هم میبره + دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ 8:32 توسط نرگس |
نفسم به نفس های تو بنده - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 3:17
خوابیده بودی تو بغلم دیدم چقدر قد کشیدی بزرگ شدی.فکر کردن به اینکه یه روزی بری دنبال زندگیت و کمتر ببینمت ...باعث شد دلم بگیره.پدر و مادر بودن سخت ترین کار دنیاست.خیلی خیلی دوستت دارم .از روزی که تو دنیا اومدی خودم مادرم رو بیشتر از قبل دوست دارم چون الان حسش رو درک میکنم.بزگ شدنت رو دوست دارم اما
سفزی به دیار زرتشت - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 4:41
جاده ای که ازش باید عبور کنین جز زیباترین جاده ها و البته هیجان انگیزترین اوناست. تصویر همین جاده در زمستان روستاهای زیبایی سر راه شما قرار دارن که هر کدوم افسانه ها و داستانهای خودشون رو دارن از اون جاهایی که با هر بار رفتن و دیدن باز چیزهایی برای یاد گرفتن و. لذت بردن داره. سرزمین زیبا و تاریخ
روز دختر - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 4:41
بعد از هر بار حموم کردن عاشق بازی کردنی و دوست داری بعدش بخوابی و من دلم میخواد اون لحظه ها تا اخر دنیا بشینم و نگاهت کنم. این چشمات به عمه لیلا رفته کلا هر دوتاتون علامت تعجبین اکثرا دوست داری کنارت باشم وقتی بازی میکنی اما خودکار که میبینی میری تو عمق نوشتن و مدام با خودت حرف میزنی . این رو
تمشک رو چطور آدمی قضاوت میکنین ؟؟ - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 4:41
گاهی پیش میاد بعد از مدتی که از خوندن یه وبلاگ میگذره خصوصیات ظاهری و اخلاقی رو برای نویسنده اش ناخوداگاه تصور میکنم و با اون تصورم به ارتباطم با اون وبلاگ ادامه میدم.بر اساس نوشته ها اون ادم رو قضاوت میکنم میشه تا حدودی از نوشته های یه نفر پی برد که چقدر مهربونه عاشقه یا تنهاست یا ادمیه که روحی
مکالمه درونی من با من - تاریخ: 1396/5/5 ساعت: 4:41
- کاراتو سر وقت انجام بده رو هم تلنبارشون نکن. - التماست میکنم کاراتو سر وقت انجام بده رو هم تلنبارشون نکن. - قول بده کاراتو سر وقت انجام بدی رو هم تلنبارشون نکنی. + - + چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ 10:44 توسط نرگس |
دختر عاقل - تاریخ: 1396/5/1 ساعت: 2:13
یه دختر عاقل وقتی ازدواج میکنه حق حضانت بچه هاشو رو تو عقد نامه اش ثبت میکنه و با آرامش زندگی میکنه.

برچسب‌های مرتبط

ای جونم سامی بیگی | ای جونم سامی بیگی mp3 | ای جونم عمرم نفسم عشقم | اي جونم سامي بيگي | ای جونم عمرم نفسم | ای جونم سامی بیگی 320 | ای جونم عمرم نفسم عشقم تویی | ای جونم سامی بیگی تصویری | ای جونم سامی بیگی اپارات | ای جونم بیگی