من :کدوم کار؟
ف: اینکه اینقدر اذیتشون میکنیم
من: کدوم اذیت من که کاری به کارشون ندارم مشکل از خودشونه میخوان تو کار من فضولی نکنن تا منم سرکارشون نزام
ف: باز من فکر میکنم ما نباید مثل اونا باشیم
من: ف مگه یادت رفته که گزارشت رو دادن خداییش بعدش دلت خنک نشد؟
ف: خوب اره
من: پس دیگه با من بحث نکن
ف: نرگس؟
من: دیگه چه مرگته ف؟
ف: زمانی که من و تو با هم بد شدیم من نه از دست تو خوراکی میخورم و نه حرفات رو باور میکنم
من:
+بعدا نوشت:
الان همکارم برامون دمنوش آورد گفت لیوانا رو تمیز شسته بنظرتون بخوریمش؟؟؟![]()
برچسب: روزمره,
نویسنده: محمد شاکری