خرید بک لینک

همیشه تغییرات رو دیر قبول میکنم و چیزای قدیمی رو بیشتر دوست دارم.مثل خونه های قدیمی که چقدر بودن تو این خونه ها حس و حال خوبی دارن و به ادم انرژی میدن.حتی فیلم های قدیمی رو از فیلمای امروزی بیشتر دوست دارم اخه کدوم دارمی مزه کازابلانکا و از یاد رفته رو میده یا کدوم خوننده ای بنان میشه
.بعضی چیزا هر چی ازش زمان بگذره برام لذتش بیشتره.از دیدن کتابی که قدیمی شده و رنگ برگه هاش تغییر کرده و قدیمی بودنش رو نشون میده خیلی کیفور میشم اغلب اوقات کتاب دست دوم میخرم خوندن کتابی که ادمهای دیگه هم خوندنش بهم لذت بیشتری میده انگار لذتش رو با دیگران شریک شدم.چیزای قدیمی تر پر از انرزی ادماییه که قبل من تجربه اش کردن.سرشار از عشق شادی غم و خاطرهای هزار ساله.

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

در بندِ سر زلفِ نگاری بوده است!

این دسته که بر گردن او می بینی

دستی است که در گردن یاری بوده است!

(خیّام)

+++++

امروز ف همکارم نیومده .هوا خیلی عالیه. از پنجره اتاقم مدام نسیم خنک میاد تو هوا هوای پاییزه از صبح سکوت بود و سکوت و گاه گداری کار.روز خوبی بود به این سکوت و تنهایی احتیاج داشتم خیلی وقته تنها نبودم گاهی میچسبه

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: پنجشنبه 18 شهريور 1395 ساعت: 2:30

صفحه بندی