خرید بک لینک

بهش نگاه میکنم نفسم بند میاد دوستش دارم اینقدر که گاهی از فکر نداشتن و نبودنش گریه ام میگیره.کنارم خوابش برده بهش نگاه میکنم چشماش ، دستاش ، صدای نفساش و حضورش آرامش عجیبی داره.

ناخوادگاه برمیگردم به 4 سال پیش به همون حس و حال اون دوران از زندگیم زمانی که تنها بودم و چقدر دلم کسی رو میخواشت که کنارم باشه.به تنهایی و نا امیدی که به اوج خودش رسیده بود به شبی که تا نصفه های شب گریه کرده بودم و نزدیکی های سحر خسته از گریه کردن سرم و بالا کردم و بهش گفتم تسلیمم هر چی تو سر راهم بیاری.زمانی که آروم گرفتم خدا تو تاریکترین لحظه نور به زندگیم بخشید.خدا تو رو به من بخشید.

موزیک

+ یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ 8:56 توسط نرگس |

برچسب: نویسنده: محمد شاکری تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 10:43

صفحه بندی